فعلا پست ثابت وبلاگمه ... بقیه رو بخونید ...


هر کس هر چند تا که مایله صلوات بفرسته ، تو قسمت نظرات برام بنویسه

ثواب این صلوات ها را تقدیم به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج ) مینمایم

تعداد صلوات ها تا امروز
200




 

امام زمان


ادامه نوشته

نشانه های ظهور

نشانه‌های حتمی[۱]

از امام جعفر صادق نقل شده‌است:

پیش از قیام قائم پنج علامت حتمی است: یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته‌شدن نفس زکیه، و فرورفتن سرزمین بیداء.[۵]

خروج سفیانی

نوشتار اصلی: خروج سفیانی

به‌باور شیعه، سفیانی از نسل ابوسفیان است و در نهایت به‌دست حجت بن حسن (مهدی) شکست خورده و کشته می‌شود. از علی بن حسین زین‌العابدین (امام چهارم شیعیان) نقل شده: «امر قائم از سوی خداوند حتمی است، و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی است. قائم ظهور نمی‌کند مگر پس از آمدن سفیانی.»[۶]

خروج یمانی[۷]

نوشتار اصلی: سید یمانی

خروج یمانی از یمن (احتمالاً در ماه رجب) از یمن که به پشتیبانی از اهل بیت علیه سفیانی قیام می‌کند و مردم را به حق و عدل فرامی‌خواند. این سپاه در عراق با سپاهی که از خراسان آمده متحد می‌شوند.

نوشتارهای وابسته: شیعیان یمن

صیحه آسمانی

نوشتار اصلی: صیحه آسمانی

صدای آسمانی در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه بیست‌وسوم). که صدای جبرئیل و در حمایت از اهل بیت محمد است. به‌گونه‌ای که هر کس در هر کجای زمین، آن‌را خواهد شنید و معنی آن را به زبان خود خواهد فهمید. احتمالاً در همان روز صدایی دیگر شنیده می‌شود که از طرف شیطان و در حمایت از سفیانی است، که سبب تردید مردم می‌شود.[۸]

کشته شدن نفس زکیه

نوشتار اصلی: کشته‌شدن نفس زکیه

کشتن شدن نفس زکیه (انسان بی‌گناه)[۹] در خانه خدا (مسجدالحرام) و بین حجرالاسود و مقام ابراهیم. احتمالاً در ۲۵ ذی‌الحجه. احتمالاً هم‌زمان با کشته شدن این فرد پسرعمو و دخترعموی او هم در شهر مدینه کشته می‌شوند و جنازه آن‌ها را جلوی درب مسجد محمد یا مسجدالنبی آویزان می‌کنند.

فرورفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیدا

فرورفتن لشکری که سفیانی به عربستان فرستاده در بیابانی به نام بیدا که بین مکه و مدینه واقع شده‌است.[۱۰]

علی بن ابی‌طالب در آیهٔ ذیل وَلَوْ تَرَی إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ می‌گوید: «کمی پیش از قیام مهدی، سفیانی خروج می‌کند؛ سپس به‌اندازه دوران حاملگی یک زن که نزدیک به ۹ ماه است حکومت می‌کند. لشکریان او وارد مدینه می‌شوند تااین‌که به بیداء می‌رسند و خداوند آنان را در زمین فرومی‌برد.»[۱۱]

معجزات قرآنی

در یکی از شهر های توریستی به نام اسکاگن محلی وجود دارد که دو دریای بالتیک و دریای شمال به یکدیگر می پیوندند و در پی این پدیده آب دو دریا هرگز با همدیگر قاطی نمی شوند و حد و فاصله ایی بین این دو آب وجود دارد و این پدیده چندین بار در قرآن کریم بیان شده است ، اما امان از کافران که چشم دیدن این واقعیت ها را ندارند .

سوره مبارکه فرقان آیه 53

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

سورة مبارکه الرحمن

دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.? پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟ از آن دو مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.

تــربــت خــون آلــود کــربــلادر روز عــاشـــورا




ادامه نوشته

هرکجا خدا بود تورا یا دم هست

هر کجا یاد خدا یود مرا یاد آ ور



                                                                                                                                       

شعر در با ره ی شهدا

 امروز برای شهدا وقت نداریم

  ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

 ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

 چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

 اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم

 در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است

 بهر سفر کرببلا وقت نداریم

 تقویم گرفتاری ما پر شده از زر

 ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

 خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

دانستنی های قرانی

1.متداولترین نام متداولترین نام در دنیا محمد است.

2.نماز مستحبینماز مستحبی را می توان در حال راه رفتن و سواری خواند گر چه رو به قبله هم نباشی.

3.سجده
سجده بر توتون جایز است.

4.مهمترین اعمال دینینماز مهمترین اعمال دینی است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم گردد عبادت های دیگر هم قبول می شود.  

5.قرآن كريمقرآن كريم داراى سى جزء است [= سى پاره‏]، كه هر جزء با جزء ديگر از نظر طول برابر است. احتمال دارد كه حضرت رسول(ص)(3) يا جانشينان ايشان اين تقسيم را، براى آن‏كه قراءت روزانه قرآن آسان باشد، انجام داده‏اند.

6.قرآن كريمهر جزء از اجزاى سى‏گانه قرآن، چهار يا دو حزب و كل قرآن 120 يا شصت حزب است. شايد اين تقسيم‏بندى نيز براى تسهيل قراءت قرآن در مجالس فاتحه بوده باشد.

7.قرآن كريمتعداد آيات قرآن بر طبق روايات 6236 فقره است.
تعداد كلمات قرآن 77807 فقره است.

8. حروف مقطّعه
 حروف مقطّعه  به حروفى مانند الم [الف، لام، ميم‏]، طسم [طا،سين ، ميم‏]، كهيعص [كاف، هاء، ياء، عين، صاد] گفته مى‏شود كه گسسته از همند و متشكل از 29 حرف يا مجموعه حروف هستند كه در آغاز 28 سوره قرآن - كه همگى مكى هستند جز بقره و آل عمران - آمده است.

9.بلندترين و كوتاه‏ترين
بلندترين سوره قرآن، سوره بقره است.
كوتاه‏ترين سوره، سوره كوثر است كه طول آن فقط يك سطر و نيم است.

10.تمامى حروف الفبا
دو آيه در قرآن هست كه تمامى حروف الفبا در آنها به‏كار رفته است، اين دو آيه عبارتند از آيه 154 سوره آل‏عمران كه آغاز آن چنين است: <ثمّ أنزل عليكم من بعد الغمّ أَمَنةً نعاساً يغشى طائفة منكم...» و ديگر آيه 29 (=آيه آخر) سوره فتح كه آغاز آن چنين است: <محمّد رسول‏اللَّه و الذين معه أشدّاء على الكفار رحماءُ بينهم...».

11.عكس كاملدو آيه در قرآن كريم هست كه صنعت قلب مستوى يا عكس كامل دارد. يعنى از هر دو سو يكسان خوانده مى‏شود: 1) <كلٌّ فى فلك» (يس، 40) 2) و <ربّك فكّبر» (مدثر، 3).

12.وسط قرآن
وسط قرآن مجيد،يعنى آن‏جاكه درست به‏نصف تقسيم مى‏گرددكلمه«وليتلطّف»(سوره كهف، 19) است.

13.چهار تشديد متوالىچهار عبارت قرآنى هست كه در هر يك از آنها چهار تشديد متوالى وجود دارد:
1. نسيّاً رَّبُّ السّماوات (مريم، 64 و 65)؛
2. فى بحرٍ لُّجّىٍّ يَّغْشاه موج (نور، 40)؛
3. قولاً مّن رَّبٍّ رَّحيم (يس، 58)؛
4. ولقد زّيّنّا السَّماءَ (ملك، 5).

14.انبياى الهىدر قرآن كريم از 25 تن از انبياى عظام الهى نام برده شده است و شرح مفصل يا كوتاه دعوت آنان قوم خود را به توحيد و نيكوكارى آمده است.
اين پيامبران عبارتند از: 1. آدم(ع) 2. ابراهيم(ع) 3. ادريس(ع) 4. اسحاق(ع) 5. اسرائيل [=يعقوب‏](ع) 6. اسماعيل(ع) 7. الياس(ع) 8. اليسع(ع) 9. ايوب(ع) 10. داود(ع) 11.ذوالكفل(ع) 12. زكريا(ع) 13. سليمان(ع) 14. شعيب(ع) 15. صالح(ع) 16.عيسى(ع) 17. لوط(ع) 18. محمد(ص) 19. موسى(ع) 20. نوح(ع) 21. هارون(ع) 22. هود(ع) 23. يحيى(ع) 24. يوسف(ع) 25. يونس(ع).

15.«اعجاز عددى قرآن كريم»
«اعجاز عددى قرآن كريم» يكى از رشته‏ هاى قرآن‏پژوهى جديد است كه مقصود آن نشان‏دادن نظم اعجازگونه رياضى قرآن كريم است. نخستين مسأله كه حيرت و اعجاب جهانيان را برانگيخت فرضيه عدد نوزده بود كه بسم‏ اللَّه ‏الرحمن الرحيم، نوزده حرف است و كلمه <اسم» نوزده‏ بار در قرآن آمده است، و كلمه جلاله (اللَّه) 2698 بار كه مضربى از نوزده است؛ يعنى 19 142؛ و <الرحمن» 57بار (3 19)، و <الرحيم» 114بار (19 6) در قرآن به‏ كار رفته است.
ازجمله يكى از بزرگ‏ترين قرآن‏پژوهان ايران، آقاى دكتر محمود روحانى، كه صاحب يكى از دقيق‏ترين فرهنگ‏ها و فهرست‏هاى آمارى قرآن است .

تعدادى از آمار و ارقام شگفت‏آور :

16.واژه دنيا 
واژه دنيا در قرآن كريم 115 بار به‏كار رفته است، و واژه آخرت هم همين تعداد.

17.كلمه یوم 
كلمه یوم به معنای روز (به صورت مفرد) 365 با ربه تعداد روزهای سال شمسی در قرآن بكار رفته است. همچنین این كلمه به صورت جمع و اشاره به دو روز به تعداد روزهای ماه در قرآن قابل شمارش است.

18.كلمه شهر 
كلمه شهر
در زبان عربی به معنای ماه است. در قرآن این واژه 12 مرتبه به تعداد ماههای سال آمده است.

19.كلمه جلاله (اللَّه) كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن كريم 2699 بار به‏كار رفته است.

20. واژه « سجد » واژه « سجد » و مشتقات مربوط به آن 34 مرتبه در قرآن كریم بكار رفته است كه این تعداد برابر با مجموع سجده های 17 ركعت نماز در شبانه روز می باشد. در هر ركعت 2 سجده انجام می شود كه در مجموع شامل 34 سجده است.


سنگی که در هوا معلق است

این سنگ در کشور عربستان وجود داره و همان سنگیست که حضرت

ابراهیم هنگامی که میخواست فرزندش رو قربانی کنه ضربه ای با

چاقوی خود به این سنگ زد و نصف سنگ به بهشت رفت و نصف

دیگه ی اون همچنان در هوا معلقه

شنیدم که شما فصل بهاری آقا/به دل خسته ما صبر و قراری آقا
عمر یک سال گذشت و خبری از تو نشد/هوس آمدن این جمعه نداری آقا؟

در هیاهوی شب عید تو را گم کردیم/غافل از این که شما اصل بهاری آقا. . .

شروع یک دوستی …

سلام دوست عزیز
بیائید با هم همین الان یک صلوات برای سلامتی و ظهور امام زمان علیه السلام بفرستیم و این بهانه دوستی همیشگی ما با آن پدر مهربان باشد....

االهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم


با دیگران بد رفتاری نکن...

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.

خلیفه گفت: مرا پندی بده!

بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟

گفت:…

صد دینار طلا.

پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

گفت: نصف پادشاهی‌ام را.

بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟

گفت: نیم دیگر سلطنتم را.

بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.

معماهای قرآنی


1. «لقمان حکیم» چند بار نامش در قرآن آمده است؟ 
2. در قرآن کریم چند بار به نام «قوم بنی اسرائیل» اشاره شده است؟ 
3. «بت‌هایی» که نامشان در قرآن آمده را نام ببرید؟ 
4. «ستمگرانی»که نامشان در قرآن آمده را نام ببرید
5. چه تعداد از سوره‌های قرآن به نام حیوانات، است؟ 
6. «قبایلی» که نام آنها در قرآن آمده را نام ببرید
7. نام «جبرئیل» چند بار در قرآن آمده است؟ 
8. فرعون درکجا به هلاکت رسید؟ 
9. کدام «حیوان» نمرود را به هلاکت رساند؟ 
10. نام «ابلیس» در قرآن چند بار آمده است؟ 
11. پرندگانی که لشگریان ابرهه را به هلاکت رساندند چه نام داشتند؟ 
12. «فرشتگانی» که نامشان در قرآن آمده است را نام ببرید
13. کدام قسمت از زمین بود که فقط یکبار نور خورشید بر آن تابید؟ 
14. پرنده‌ای که در دربار حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ خدمت می‌کرد چه نام داشت؟ 
15. قارون، که گنج معروفی داشت و در قرآن نیز به آن اشاره شده است شوهرخواهر کدامیک از پیامبران بود؟

لطفا فکر کنید بعد برای پیدا کردن جواب به ادامه ی مطلب بروید

ادامه نوشته

قرآن


آیا میدانید:
وقتی شما در حال حمل قرآن هستید؛
شیطان دچار درد شدید در سر میشود
و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند
و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟
و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید
این پیام را به دیگران ارسال کنید ،
شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟
فریب شیطان را نخور!!!!!
پس این حق را دارید که این پست رو کپی کنید و توی وب هاتون بذارید..

عیددددددددددد

سلام

عید همه مبارک

انشاالله سال جدید اخلاق مون رو هم عوض کنیم

......................

سلام

دیگه خسته شدم از این که همش مطالبو کپی کنمو بزارم.

دیگه می خوام همیشه خودم بنویسم.

حالا هر چی که بود

این چند روز خیلی دلم گرفته

هرچی از خدا مک می خوام جوابمو نمیده

دیگه نمیدونم چه کار کنم 

شما هم برام دعا کنین که مشکلم هل بشه

کربلایت بار دیگر منزل زینب شده
در عزای اربعینت جان او بر لب شده

او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود
بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده

زینبی کز نور او دنیای دل جان می گرفت
بین چگونه عالم قلبش ز هجرت شب شده

جان مادر از رقیه نزد او حرفی نزن
زین سبب از شام تا کرب و بلا در تب شده

سرفراز آمد به دیدار حسین بن علی
با زبان حیدری زینت برای اب شده

من نمی گویم بر او بعد علمدارت چه شد
هیبت زهرا نشان، گویای این مطلب شده

روی چشمان عمود خیمه ها پا می نهاد
از جفای تیر دشمن حال بی مرکب شده

جملگی اهل سما گریان به حال زینب و
نغمه ی «طایر» دمادم ناله و یارب شده

او منتظر است ... .  

بسم ربّ المَهدی (عج)

عاشق که شد، که یار به حالش نظر نکرد؟

ای خواجه درد نیست، والا طبیب هست...

او پیداست ولی افسوس از چشمهای ندیدنش و بارهای سنگین گناه. رسوایی همه منتطرای محروم از دیدن رخ یار به سنگینی بار گناهاشونه و هر چی تقلّا و تاب و تب بیشتر بشه رسوایی بیشتره، از طرفی این داغ رو چطور میشه پنهون کرد و این چشما رو چطور میشه کنترل کرد؟ اگه شده به قیمت ریختن تموم آبروی نداشتم، داغ دوریتو همه جا داد میزنم و خودم، خودمو رسوا میکنم. بعضی وقتا دلم به حالش میسوزه، آقا چه گناهی داره که منتظرایی مثل من داره و بعنوان شیعه هاش به پاش نوشته شدیم، که آقا از درد جرایم ما تمام لحظات تنهایی خودش رو ذجّه میزنه و از  خدا شفاعتمون رو میخواد.....!

شاید مخاطب این سخن تو باشی، پس خوب گوش کن:

.

شاید آقا دعوتت کرده این بار با تو سخن بگه، آقا خیلی دلش برا شیعه هاش تنگ میشه، اگه روشو داری و میتونی کمی تأمل کن تا خوب به سر و قدت نگاهی بندازه، سرتو بالا بیار... آقا شاید اینبار دلتنگ نجواهای تو شده، نرو، تنهاش نذار، ببین دلِ پرِ آقا از چیا حکایت میکنه! باور کن، اینبار باور کن که خیلی تنهاست و دلش خونه، شاید بیتاب اومدن شده، خوب گوش کنی صدای ذجّه هاشو میشنوی، آقا خیلی وقته دعای فرجش رو سر داده و منتظر لبیک ماست، یه یا علی بگو و عهدی ببندو یه لبیک ساده بگو. اگه حتی خودتو رسواترین میدونی بازم اعلام حضور کن، آخه آقا دلش به بودنت خوشه، اگه غیر از این بود سر صحبتو با تو باز نمی کرد، تو داستان حرو شنیدی ، نترس مرد اینا عالمشون با همه عوالم فرق داره، محکم باش، جرات کن و برا آقات از دلاوریات مایه بذار، خودش حواتو داره، قدم بذار، این قافله منتطر توست... .

 

او منتظر است تا که ما برگردیم...

 

 کاش ما هم به اندازه خودش دلداده بودیم و درد یه دل شکسته رو یه بار تجربه میکردیم تا این بلاها رو سرش نمی آوردیم.

نقل شده آقا رو در حالی که زیر چشماشون کبود شده و چشماشون کوچیک شده زیارت کردن، پرسیدن آقا جون این چه حالتیه؟ چی به شما گذشته؟ چه بلایی سر شما اومده؟..... آقا جواب میدن: من از گناه شیعه هام به این روز افتادم، از بس شیعه هام گناه میکنند و منو اذیتم میکنن، شیعه ها گناه میکنند و من باید واسته بشم عذاب نازل نشه برای شما، من از سنی ها توقع ندارم، من از زرتشتی ها توقع ندارم، من از وهابیا و مسیحیا توقع ندارم، من از بچه شیعه های خودم توقع دارم، از بچه شیعه هایی که معتقدند واز یابن الحسن (عج) دم میزنن.

بچه شیعه، حیا کن، چقد دیگه میخوای آقای غریب و تنهاتو برنجونی، چقد دیگه آقا باید از دست گناهای ما سیلی بخوره و ما حتی به روی خودمونم نیاریم. بمیرم برا آقای غریب و مظلومم. مگه از آقا از ما چی میخوان؟ بخدا فقط به خوب بودن و خوب موندنمون راضیه، نخواسته براش آسمونا و کوها رو بشکافیم، داستان حمالو که شنیدی! از ما خواسته خودمونو حفظ کنیم و تقوی داشته باشیم.

 

وَ وَصیَّتُکُمُ التَّقوی... .     این عین کلام آقاست... .

 

او منتظر است ... .

 

يادم باشد

يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد
یادم باشد نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد
یادم باشدخطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست
يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم و از آسمان درسِ پـاك زيستن 
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام … نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان ...
يادم باشد زندگي را دوست دارم
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
يادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پيشانيم بزنم تا بعداً با مشت بر فرقم نکوبم
يادم باشد با کسي آنقدر صميمي نشوم شايد روزي دشمنم شود
يادم باشد پلهاي پشت سرم را ويران نکنم
يادم باشد اميد کسي را از او نگيرم شايد تنها چيزيست که دارد
يادم باشد که عشق کيمياي زندگيست
يادم باشد كه آدمها همه ارزشمند اند و همه مي توانند مهربان و دلسوز باشند
يادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات

يادم باشد انسان باشم، انسانيت را دوست بدارم و همچون انسان آزاد زندگي کنم

_________________
♥ اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست ، او جانشین تمام نداشته هاست ♥

اللهم کل ولیکل فرج

اگر چه فیض وصالت را بجویم 

نمی دانم تو را دیدم چه گویم 

جفا کردم وفا بسیار کردی 

خطا کردم تو دادی آبرویم 

شود آیا بیایی خانه ی ما 

که عمری زنده با این آرزویم 

اگر چه از راه و رسم تو دورم 

بود نام تو ذکر وگفتگويم 

به امید صبح ظهور...

يا رب الحسين عليه السلام بحق الحسين عليه السلام اشف صدرالحسين عليه السلام بظهور الحجه عليه السلام

  

 


این محرم هم گذشت ولی ما هنوز ادم نشدیم


آبروی حسین به کهکشان می ارزد

یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست

گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

یا حسین



پیامبر اکرم(ص):

هرکه حسین را دوست بدارد،خداوند دوستش دارد.


محرم امسال هم اومد ولی هنوز تو نیامدی

یا حسین

 

رمز قرآن از حسین آموختیم / ز آتشش ما شعله ها افروختیم

ای صبا ای پیک دور افتادگان / اشک ما را بر مزار او رسان




tasliat-moharam.jpg

درس آزادی به دنیا داد رفتــــــــــار حسین

بذر همّت در جهان افشاند ، افکـــار حسین

گر نداری دین در عالم ، لا اقـــل آزاده باش

این کلام نغز می باشد زگفتـــــــــار حسین

مرگ با عزت زعیش در مذلـــــت بهتر است

حسین (ع) یا حوسین

بسم تعالی

طبق گزارشاتی که اخیرا به دستمان رسیده است کارشناسان ما به این نتیجه رسیده اند که احتمالا در روز دهم محرم  دو نفر به شهادت رسیده اند  که به طرز سوال برانگیزی دارای شباهت اسمی هستند ...

اینجانب به عنوان سخنگوی این گروه تحقیقاتی ااعلام میدارم که ما قصد هیچ گونه توهینی به افراد  ، عقاید ، مراسمات ، خرافات و غیره آت خاصی را نداریم بلکه تنها هدف ما نمود دادن تفاوت میان این دو نفر است چرا که  ما اصلا دوست نداریم عزاداران این دو نفربر سفره یکدیگر بنشینند ...

لذا بر آن شدیم که تفاوت های افراد مذکور که نام هایشان حسین (ع) و حوسین بن خیال می باشد را خدمتتان عرض کنیم تا مبادا  به اشتباه پا در مجلس دیگران نگذارید ...

1.      اول اینکه حسین (ع) یک نفر بیشتر نیست اما حوسین متعدد و در رنگ بندی های متفاوت است تا جایی که حوسین فلان مداح   از حوسین بهمان مداح زیبا تر است ...

2.      حسین (ع) نماز را ولو در بحبوهه جنگ در اول وقت به پا می دارد و لی حوسین نماز صبح را فدای شب زنده داری حوسینی می کند ...

3.      حسین (ع) انسان سازی می کند و آدم می خواهد اما حوسین به یارانش « من سگ حوسینم » را القا میکند و در پایان می گویند :

« دیشب آمدم به کویت به شکار رفته بودی                                                                                           تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی ؟ »

4.      درد حسین (ع) حفظ دین و شرافت انسانی است اما بزرگترین مصیبت  حوسین سیراب کردن بستگان و افرادش است ...

5.      حسین (ع) همیشگی است و برای هر لحظه از زندگی الگویی کامل و بی نقص اما حوسین فقط ده روز از سال خودنمایی می کند و بقیه اوقات بهانه ای است برای جمع شدن دوستان قدیمی ( تازه در همان ده روز هم هنگام زنجیر زنی قطع و وصل می شود ) ...

6.      یاران حسین (ع) او را بنده پاک خدا می دانند ولی حوسینیان ارباب خود را « حوسین اللهی » می خوانند ...

7.      حسین (ع) تاثیر یا حسین (ع) را در پاکی قلب و نیت می داند اما حوسین میگوید هرچه می خواهد دل تنگت بگو فقط یا حوسین بلند فراموش نشود ...

8.      دوستان حسین (ع) نا خود آگاه خون گریه می کنند اما دوستان دوستان حوسین به سبک عجیب و محیر العقولی   به صورت آگاه خود زنی می کنند و اعلی درجات قرب را به پرنگ و کثیر بودن کبودی های سر و سینه می دانند ...

9.      حسین ( ع) مشعل دار عقلانیت الهی است و لی حوسین اجازه هر کاری را با مجوز عشق حوسین به مریدانش می دهد و همه مبانی عقلی و شرعی را با تیپا ( با گویشی دیگر توپا یا لقد ) به کناری می نهد ...

10.  در ظهر عاشورای حسینی صدای الله اکبر و حی علی الصلوه به گوش میرسد اما حوسینیان با نعره های « حوسین ، حوسین  » به جنگ اذان می روند ...

11.           حرارت حسین (ع) در قلب ها « لا ترد ابدا » است اما حرارت حوسین بعد از یک شور حوسینی تبدیل به شب خاطره و جک و غیبت می شود ...

12.  همت مجالس حسین (ع) کسب معرفت ، شور و شعور است ولی تلاش حوسینیان تنظیم کردن صف ها و بالا و صد البته پایین  پریدن هاست ...

13.  حسینیان تنها با شتیدن نام مولایشان می سوزند  ولی حوسینیان تا سبک آهنگ ... بخشید نوحه معلوم نشود که پاپ است یا چیز دیگر حال خوشی پیدا نمی کنند ...

14.  حسین (ع) برای شنیدن حرفش به چیزی نیاز ندارد اما حوسین برای جلب توجه محتاج طبل و سنج و سیستم صوتی چند میلیون تومانی است ...

و اما به نظر این حقیر رسید کسی که در دهم محرم سال شصت و یک هجری قمری به همراه یاران و خویشانش به شهادت رسید حسین (ع) بود نه حوسین ...

و اما اینکه دوستان ما تا به حال سنگ چه کسی را به سینه زده ایم ؟ حوسین یا حسین (ع) ؟ عزادار چه کسی بوده ایم و برای چه کسی سینه زده و اشک ریخته ایم ...

خود می دانیم و خدایمان ولی چیزی که من میدانم این است که اگر هم مولایمان حوسین بوده بازهم بر سر سفره حسین (ع) بوده ایم  ...

به امید روزی که همه مان فقط حسینی باشیم  ...           



منبع:http://www.sagha7113.blogfa.com

اين روزها كه مي گذرد نمي دانم چرا اينقدر گرفته ام ...

دلم بهانه گير شده، اما بهانه چه را ...

نمي دانم !! ...

از خودم فراري ام ...

خدايــــــا ...

قسم به اين قطرات باراني كه از ابر چشمانم باريدن گرفته ...

دلتنگ حرمم ...

دلم بهانه گير امام رضاست !!

هر روز تصوير گنبد طلايت و ضريح باصفايت ديدگانم را جلا مي دهد ...

اما براي جلاي دلم چه كنم ؟!

عنكبوت گناه همه جاي دلم را تار بسته، دلم در دامش گير كرده، تنها دستان مبارك شما بايد عنايت كند ...

فقط يك اشاره برايش كافيست تا از بند رهايي يابد !

 

آخر نوشت:

بذار خيال كنم هنوز اشك چشامو دوس داري؛

بذار خيال كنم هنوز آقا گداتو دوس داري؛

بذار خيال كنم مي خواد كه اين جدايي سر بياد؛

بذار خيال كنم مي خواد از شما يك خبر بياد...

آقــــــــــا با من مدارا كن ...

آقــــــــــا با اين دلم تا كن ...

آقــــــــــا منو نيگا كن ...


حرف دل نوشت:

اين برادر كوچكتان را دعا كنيد ...

اين روزها كه مي گذرد نمي دانم چرا اينقدر گرفته ام ...

دلم بهانه گير شده، اما بهانه چه را ...

نمي دانم !! ...

از خودم فراري ام ...

خدايــــــا ...

قسم به اين قطرات باراني كه از ابر چشمانم باريدن گرفته ...

دلتنگ حرمم ...

دلم بهانه گير امام رضاست !!

هر روز تصوير گنبد طلايت و ضريح باصفايت ديدگانم را جلا مي دهد ...

اما براي جلاي دلم چه كنم ؟!

عنكبوت گناه همه جاي دلم را تار بسته، دلم در دامش گير كرده، تنها دستان مبارك شما بايد عنايت كند ...

فقط يك اشاره برايش كافيست تا از بند رهايي يابد !

 

آخر نوشت:

بذار خيال كنم هنوز اشك چشامو دوس داري؛

بذار خيال كنم هنوز آقا گداتو دوس داري؛

بذار خيال كنم مي خواد كه اين جدايي سر بياد؛

بذار خيال كنم مي خواد از شما يك خبر بياد...

آقــــــــــا با من مدارا كن ...

آقــــــــــا با اين دلم تا كن ...

آقــــــــــا منو نيگا كن ...


حرف دل نوشت:

اين برادر كوچكتان را دعا كنيد ...

اين روزها كه مي گذرد نمي دانم چرا اينقدر گرفته ام ...

دلم بهانه گير شده، اما بهانه چه را ...

نمي دانم !! ...

از خودم فراري ام ...

خدايــــــا ...

قسم به اين قطرات باراني كه از ابر چشمانم باريدن گرفته ...

دلتنگ حرمم ...

دلم بهانه گير امام رضاست !!

هر روز تصوير گنبد طلايت و ضريح باصفايت ديدگانم را جلا مي دهد ...

اما براي جلاي دلم چه كنم ؟!

عنكبوت گناه همه جاي دلم را تار بسته، دلم در دامش گير كرده، تنها دستان مبارك شما بايد عنايت كند ...

فقط يك اشاره برايش كافيست تا از بند رهايي يابد !

 

آخر نوشت:

بذار خيال كنم هنوز اشك چشامو دوس داري؛

بذار خيال كنم هنوز آقا گداتو دوس داري؛

بذار خيال كنم مي خواد كه اين جدايي سر بياد؛

بذار خيال كنم مي خواد از شما يك خبر بياد...

آقــــــــــا با من مدارا كن ...

آقــــــــــا با اين دلم تا كن ...

آقــــــــــا منو نيگا كن ...


حرف دل نوشت:

اين برادر كوچكتان را دعا كنيد ...




حدیث عشق

امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف):

"آيا نمي‌دانيد كه خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، براي مردم ملجأ و پناهي قرار داده كه به ايشان پناه برند و راهنماياني تعيين كرده كه به سبب آنها هدايت يابند. هر زمان كه نشانه‌اي از آنان پنهان شد نشانه‌ي ديگر آشكار گرديد و هر وقت كه ستاره‌اي از ايشان غروب كرد ستاره‌ي ديگر طلوع نمود ؛ و وقتي كه خداي عزوجل امام حسن عسكري (ع) را به سوي خود برد گمان ننماييد كه واسطه ميان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنين چيزي نشده و نخواهد شد تا وقتي كه قيامت برپا شود."

(توقيع به محمد بن ابراهيم بن مهزيار)




من و خدایم هر روز فراموش میکنیم خدا خطاهایــم را و مــن لطف او را ...



لحظات شــــادي خدا را ستايـش کن
لحظات سختـــي خدا را جستجو کن
لحظات آرامــــش خدا رامنـاجـات کن
لحظات دردآور به خدا اعتمـــــــاد کن
ودرتمــام لحظات خداوند را شکر کن

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم سحری با نظر لطف تو بیدار شوم


کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان تا که هم سفره تو لحظه افطار شوم

شوق وصال


غم فراق

همه شب نهان بگریم که نهان زما چرایی؟

شده ام اسیر عشقت تو به من بگو کجایی؟

همه «لیت شعر»گویان ز رهت نشان بجویم

مه من کجا نهانی تو ز چشم آشنایی؟

شب و روز من گدایی شده از نسیم کویت

که رساندم غباری به دو دیده توتیایی.

خم دیده لاله گون شد زغم فراق آخر،

نفسی به ما نمایان تو جمال کبریایی.

به چه منزلی قرینی؟به چه محفلی تو مهمان؟

به کدام «ارض رضوئ»به کدام «ذی طوایی»

دل و دیده از فراقت شده خون به عاشقانت،

برسان پیام وصلی تو «معزّ اولیائی»

غم دل مها فزون شد چه خوش آن زمان که گویی:

شب انتظارها شد به سر آمد این جدایی.

 

سروده :

م . اولیاء

با سلام ای آقا ...
شبتان مهتابی ...
روز میلاد شما در پیش است ...
عرض تبریک آقا ...
و کمی بیتابی ...
چشم عالم به دقایق نگران خواهد شد! ...
کوچه ها منتظرند ...
دشت ها حوصله ی سبزه ندارند دگر ...
پس چرا دیر آقا ؟! ...
ای نفس ها به فدای کف نعلین شما ! ...
اندکی تند قدم بردارید